به وبلاگ ستاره زیبای من خوش آمدید.

الکامپ 14 Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
سه شنبه 13 اردیبهشت 1384

بنام تنها خالق هستی

بنا او که دوستش دارم و زیباست

عزیزم ماه هستی یا خورشید ؟

سلام به زندگی به عشق سادگی

سلام به گرمی خورشید

سلام به خورشید درخشان و ماه تابان

امشب دلم خیلی تنگ شده برای او .

خدا یا چقدر به وجود او نیاز دارم و چقدر برایش دل تنگ هستم .

عزیزم کاشکی حرفهایم را باور می کردی و اشکهایم را با مژگانت از روی گونه هایم بر می داشتی ولی افسوس که من اینجا هستم و باید تنها بگریم در خلوت و تنهائی .

قرار ما این نبود قرار ما این نبود که بروی ............

قرار ما این بود که همدیگر را تنها نگذاریم و با پاکی ، صداقت و سادگی یکدیگر را دوست بداریم ............

آری به یکدیگر عشق بورزیم اما این قانون هست ، که همیشه دور بود و جدا شد کاشک می توانستم این قانون را تغییر دهم اما افسوس که قدرت آنرا را ندارم و باید به آن اعتراف کنم که در مقابل آن به زانو درآمده ام .

دلم می خواست که عشق من تو زمینی نباشد ، عزیزم چرا که من از جنس زمین نیستم و خود نیز با تمام وجود این را باور داری و تو ای نازنینم که صادقانه به تو عشق واقعی را نشان دادم و خود نیز سوختم ولی تو از سوختن من روشنائی گرفتی عزیزم .........

خوشحالم که وجود من برای تو روشنائی آورد اما نه گوئی تو از سوختن من زجر می کشی .

عزیزم چه شده است باشد نمی سوزم ، باشد آنگونه که تو می خواهی می شوم خود را در نزد تو آرام نشان می دهم اما در خلوت خود از دوری تو خواهم گریست و خواهم سوخت ........

باشد فقط دوستت خواهم داشت و برای اینکه فقط دوستت داشته باشم و عاشق فرشته ای چون تو نباشم باید قسمتی از قلبم را با خود ببری چرا که دیگر این قسمت از قلبم به من تعلق ندارد مال توست عزیز دلم .

با خود ببر ولی قول بده که همیشه مراقب او خواهی بود حالا دیگر تکه ای از قلبم کنده شده است و با خود برده ای پس حالا می توانم دوست داشتن را جایگزین عشق جنون آمیزی که همیشه تو حرفش را می زدی بکنم .

کاشک می شد امشب نسیمی می شدم و در کنارش لحظه ای آرام می گرفتم .

کاشک می دانستم او نیز الان به من فکر می کند یا نه ؟

می روم تا او زنده بماند .

سه شنبه 13 اردیبهشت 1384
دروغ مردان به زنان

10 دروغ متداولی که مردان به همسر و یا به دوست دخترشان در طول مدت زندگی مشترک می گویند.

دروغ شماره 10

اصلا چاق نیستی

حتما برای شما خیلی پیـش آمـده که قبل از رفتن به میهمانی بـعد از ساعـتـها از اتاق خواب بیرون می آیـیـد و از همسـرتان سـوال می کنید: " تـوی ایـن لبـاس چـاق به نظر نـمیـام؟ " بـهتـرین جـواب: " نـه اصـلا"، برعکس خیلی هم خوشـگل شـدی" ایـن تـنـهـا پاسخی است که آقایان می توانند جان سالم بـدر بـبرند. آنها از دادن پاسخهای متفرقه خود داری مینمایند چون ممکن است در اتاق با شدت بسته شده و به سر و صورتشان صدمه وارد شود.

دروغ شماره 9

من از دیدن زنهای زیبا توی فیلم لذت نمی برم

دیدن زنهای زیبا و هوس انگیز در فیلمها از جمله مواردی است که کمتر مردی می تواند لذت دیدنش را حاشا کند. این دروغ باعث می شود که احساس کـنـید همسرتان فقط شما را لایق تحسین می انگارد و دیگران در نظر او بی اهمیت جلوه می کنند.

دروغ شماره 8

دربارش بعدا" صحبت می کنیم

این عبارت کوتاه همسر شما را از یک بگو مگو و یا جر و بحث احتمالی خلاص می کند. در بـسـیـاری از مـوارد هـمسـرتان نـمیـخواهد در مـوردش بـعدا" صـحـبـت کنـد او هــرگز نمیخواهد. این جمله باعث خواهد شد بخاطر مسائل کوچـک و بـی اهـمیـت مجادلـه و نزاع صورت نگیرد.

آقایان باید بدانند که گرچه این یک ابزار قوی و کارآمد بحساب می آید ولی زیاد استفاده کردن از آن باعث برملا شدن موضوع و لو رفتن قضیه خواهد شد.

دروغ شماره 7

تو منو یاد جنیفر لوپز می ندازی

نهایت تعریف همسرتان از شما این دروغ بسیار بزرگ میباشد. مقایسه شما با یکی از زیباترین ستارهای سینما می تواند اعتماد به نفس شما را بالاببرد. اگر شما واقعا" به این زیبایی هستید باید به همسرتان تبریک گفت.

همه زنها زیبا هستند اما نباید نعنا داقش را زیاد کرد چون ممکن است بیشتر ضرر برساند تا استفاده.

دروغ شماره 6

من عاشق دست پخت تو ام

از آنجاییکه بعضی از خانمها حتی پختن نیـمرو را بـدون کـتاب آشـپزی بلد نـیـستند و همسر آنها اغلب با غذاهای سوخته سر و کله می زنند و از طرفـی مرتـب سخن از هنرهای آموخته از مادرشان بمیان می آورند ، این دروغ تنها راه حل تصور می شود. همسر شما این دروغ را می گوید چون پیش خودش می گوید: " حداقل خودش برام غذا پخته "

دروغ شماره 5

من به زنهای دیگه فکر نمی کنم

این هم یکی از انـکـارهـای احساس برانگیز مردان می باشـد. همسرتان دوست ندارد شما را اذیت کنـد پـس راه حــلی جـز ایــن نیـست کـه بـگوید (به دروغ یا واقعا" ) جز شـمـا هـرگـز هیــچ زنــی تــوی فـکرش نــبــوده. اگر همسـرتان بگـویـد "هیــچ زنــی به زیبایی تو تا بحال ندیده ام" برایتان بسیار گـوارا خواهد بود. الـبـته آقایان باید بدانند که هیچگاه این دروغ را قبل از دروغ شماره 7 بیان نکنند.

دروغ شماره 4

من چیزی ندارم که بخوام از تو پنهان کنم

برخی اوقات از همسرتان گله میکنید که چرا با من حرف نمیـزنی و چـرا سکوت میکنی و این فکر به ذهن شما خطور میکند که او چیزی را مخفی میکند. معمولا آقایان مسائل کاری و مشکلات روزانه خود را دوسـت نـدارند در خـانه بازگـو کنـنـد تا موجـب نـگرانی و ناراحتی شما شود. بنابراین بیشتر با او صحبت کنـید تا او از افکار و مشـغله روزانه رها شود.

دروغ شماره 3

از خرید کردن با تو لذت می برم

اگر بعد از یک روز طولانی، سر زدن بـه مغازه های متـعدد، پوشیدن لباسهای گوناگون و چانه زدن ها و ساعتها معطلی، به صورت نیمه افروخـته همسرتان بنگرید حتما" این جمله زیبا را از او خواهید شنید ولی صدای فشرده شدن دندانهای او نیز در این هنگام قابل تامل است.

دروغ شماره 2

عاشق معاشرت با مادرت هستم

بعضی اوقات کلید ورود به قلب یک زن، خانواده او می بـاشد. مـمـکن یک مرد حتی از خانواده همسرش متنفر باشد ولی بدیل عشق به همسر و حفـظ رابـطه اش ایـنطور وانمود می کند که نهار خوردن با مادر همسرش برایش خیلی لذت بخش است. تاریخ نشان داده که کمتر مردی علاقه واقعی به خانواده همسرش بـخصوص مادر همسرش دارد.

دروغ شماره 1

متاسفم

چنانچه همسر شما خواسته باشد از یـک مـوقـعیـت خطرناک و یا بگو مـگوی بیخ دار نجات پیدا کند این جمله ساده خیلی مفید خواهد بــود. با این جـملـه خـیـلی ساده می توان اخم یک زن را به لبخند تبـدیـل کرد. کـافـی است به شما بگوید که متاسف است و قول می دهد عوض شود تا همه چیز با خوبـی و خـوشی، لااقل بـرای هـمان لحظه، تمام شود.

در زندگی روزمره ممکن است اتفاقاتی رخ دهد و یا شرایطی پیش آید که مجبور به گفتن دروغ مصـلحتی شـویم.
10 دروغ متداولی که زنان به مردان و یا به دوست پسرشان در طول مدت زندگی مشترک می گویند.

دروغ شماره 10

من تو رو همین جوری که هستی دوستت دارم

آیا واقعا" تصور می کنیـد که او دوست ندارد هیچ تغـیـیـری در شمـا بـوجـود بـیاید؟ هیچ تغییری؟ ممکن است همسرتان خواستار تغییرات زیادی در شـما باشـد مگـر ایـنکه در ماه عسل بسر ببرید چون در این زمان شما یک مرد کامل برای همسرتان هستید. دیر یا زود او متوجه اشتباه خود خواهد شد.

دروغ شماره 9

من عاشق رفت و آمد و معاشرت با دوستان تو هستم

گذشه از اینکه دوستان شما تا چه اندازه جالب می باشند، هـمـسرتـان علاقه ای به حضور مداوم آنها در کنار شما ندارد. اگرچه ممکن است در روزهای اول بروز ندهد ولی بالاخره صبرش تمام شده و شما را از این کار منع خواهد کرد.

دروغ شماره 8

جم و جور کردن خونه را دوست دارم

این هم از آن دروغ هایی است که همسر شما ممکن است در اوایل ارتـباط شـما بیان کند. اینکه "دوست دارم ظرفهای نشسته را بشویم"، "لبـاسـهای کثیف تو را شسته و اتو کنم"، دیری نخواهد انجامید که این دروغ او نیر برملا خـواهـد شد و از شـما خــواهد خواست که نوبتی ظرفها را بشویید و زحمت جوربهایتان را خودتان بکشید.

دروغ شماره 7

من عاشق خانواده تو هستم

اگر مرد خوش اقبـالی باشیـد همـسرتان ممـکن اسـت دروغ نـگـوید که دوست دارد با خانواده شما رفت و آمد کند. اگرچه شاید او از آنها شما متنفر باشد ولی برای اینکه احساسات شما جریحه دار نشود راستش را نخواهد گفت. برای اینـکه عـلاقه واقـعی هسمرتان را نسبت به خانواده خود بفهمید کافی است به او بگویید که مادرتان بـرای فردا شما را به نهار دعوت کرده و به عکس العمل هـمـسرتان توجـه کنیـد: اگر تمامـی عضلات صورتـش سـفت شـد و با یـک لبـخـند زوری زیـر لب و آرام گفت "خیلی خوبه" آنوقت نتیجه بگیرید که او کشته مرده خانواده تان نیست.

دروغ شماره 6

من عاشق ورزش هستم

این هم از آن دروغـهای روزهـای اول زندگی است. او برای ایـنکـه نـشان دهـد با زنهای دیگر متفاوت است و اینکه دارای علایق مشترک با شما میباشد پا به پای شما جلوی تلویزیون می نشیند و تا دیر وقت فوتبال تماشـا می کنـد ولی بعد از گذشـت چـند ماه شکایتها شروع شده و متاسفانه دیگر نـخـواهید تـوانسـت با خـیال راحـت بـه تماشای فوتبال بنشینید.

دروغ شماره 5

از اینکه می گویی چاق هستم اصلا دلخور نمی شوم

فرقی نمی کند که شما چه می گویـید، در هر صورت او عـصبـانی مـی شود. اگر بگویید که خیلی زیبا است متهم میشوید به دروغگویی چرا که او فکر می کند گفته شما صرفا برای آرام کردن او و نرنجیدن بـخاطر چربــیهای اضـافه اش اســت. از طـرف دیگر اگر اضافه وزنش را گوشزد کنید قطعا" یک دعوای حسابی در اتاق نشیمن شما رخ خواهد داد.

دروغ شماره 4

حق با تو است

خیلی وقتها بحث و جدال شما با همسرتان با این جمله او تمام می شود: "باشه حق با تو ست، تو خیلی بهتر از من می فهمی". همسر شما فقط برای بریدن صدای شما این جمله را می گوید در حالیکه هنوز اعتقاد دارد که حق با اوست و کسی که اشتباه می کند شما هستید و پیش خودش میگوید: " بالاخره می فهمه که اشتباه می کنه" و سپس به دنبال دلیلی برای توجیه حرفش خواهد گشت.

دروغ شماره 3

برایم مهم نیست که به زنهای دیگر نگاه کنی

اگرچه ممکن است همسرتان برای ایـنـکه وانـمود کند که زن خونسـرد و روشـن فکری است این دروغ را بشـمـا بـگوید اما او دوست ندارد که شما حتی به یک ماکت زن مو قرمز پشت ویترین مغازه نگاه کنیـد. او مـی خـواهـد که نگاه شـما فقط به او باشد و نه دیگری. بنابر این اگر او به شما گفت که مهم نیست و اذیت نمیشود هیچگاه چشمان خود را بیش از اندازه به اطراف منحرف نکنید چون در غیـر اینـصورت باید منتـظر ضـربات محکم به سر و صورتتان باشید!

دروغ شماره 2

پول برای من هیچ اهمیتی ندارد

پول اهمیت ندارد، ولی مقدارش چرا! هر چند ممـکـن اسـت درسـت نبـاشـد که بگوییم همه زنها موجودی حساب بانکی همسرشان برایشان مهم است ولی اکثر آنها دوست دارند که از لحاظ اقتصادی در یک حد متـعادل و رفاه نسبی قرار داشته و دارای استقلال مالی باشند.

دروغ شماره 1

نگران نباش عزیزم، این برای همه پیش میاد

اکثر مردان در مرحله ای از زندگیشان موقتا" دچار ناتوانی جـنـسی می شـوند و اکثر زنان نیز از این موضوع مطـلع هـسـتند. با این حال این مـساله بـدان مـعنا نیست که همسر شما شاکی و دلـخور نمی شود. این دروغ یـکـی از چـنـدیـن دروغ جنـسـی میباشد که زنان بـرای جریـحه دار نشدن احساسات همـسرشان بـه آنـها مـی گویند، دروغهایی که خوشبختانه مضر نیستند. در نـهایت حتـی اگر شـما برای همسرتان یک شریک جنسـی ایـده آل نـباشـید، هـمسرتـان از بین همه مردان شما را انتخاب کرده بدون اینکه خـوب یا بد بودن آمیزش برایش فرقی داشته باشد.

سه شنبه 13 اردیبهشت 1384

 

 

نام: سلمان خان

معروف به : سلو

متولد :27  دسامبر سال 1965

قد :    5فوت و 7 اینچ(170 سانت)

محل تولد: بمبئی.هند

حرفه: بازیگر

تعداد آثار:61

اولین فیلم :نقش ی نام تو در (پیتو هوتو آسیی) 1988

آخرین فیلم: بابل 2005 

 

افراد فامیل:
         پدر:
سلیم خان(نویسنده)
         مادر
:
سلما
         مادر خوانده
:
هلن(هنرپیشه)
         خواهر
:
الویرا
         برادرها
:
سهیل خان(هنرپیشه و کارگردان)و ارباز خان(هنرپیشه)
         زن داداشها
:
سیما ساچدو و مالایکا آرورا(مدل)
         شوهر خواهر
:
آتول اگنیهوتری(هنرپیشه)

 

 

اطلاعات شخصی:

-زمانی نامزد«آیشواریا رای»بود.اما گفته که هرگز نمی خواهد با او همبازی باشد.

-در فیلم های جدیدش فقط تیشرت می پوشد تا عضلات خود را به نمایش بگذارد.

-روزانه ورزش سنگین می کند حتی اگر کار سینمایی نداشته باشد.

-هفتمین چهره زیبای جهان از طرف مجله پیپل معرفی شده است.

عاشق گشتن در لندن است.

 

 

 

 

 

    
اینم مصاحبه ای از سلمان خان:


نظرت درمورد  خوشبختی چیه؟ به نظرم خوشبختی یک نوع رضایته که من الان دارم تجربه اش میکنم.
کدوم یک از آدمایی را که الان در قید حیات هستن خیلی میپسندی؟
پدر و مادرم.اونها برای من بهترینند.
چه خصیصه ای باعث میشه که تو نسبت به دیگران دلسوزی کنی؟
هیچی.برای چی وقتم را برای ارزیابی دیگران تلف کنم.
بزرگترین ضعفت چیه؟
نمیتونم بگم.خیلی شخصیه.
در چه موقعیتی دروغ میگی؟
من هرگز دروغ نمیگم.

در بازی کردن از چه چیزی بیشتر از همه بدت میاد؟ هیچی رفیق.خدا با من مهربونه

از کدوم یک از آدمایی که الان در قید حیات هستن متنفری؟ من از هیچ کس متنفر نیستم.اگه از کسی بدم بیاد به حسابشون نمیارم.
اگر بتونی یه چیز را در خودت عوض کنی اون چیز چیه؟
هیچی.
فکر میکنی بزرگترین موفقیتت چی بوده؟
داشتن خونواده ای که الان دارم.
اگه یه روزی بمیری ولی بتونی به عنوان کس دیگه ای به زندگی برگردی اون شخصی که به جاش برمیگردی کیه؟
پدرم.
با ارزش ترین خصیصه ای که در دوستانت میپسندی چیه؟
صداقت.
قهرمان مورد علاقه ات کیه؟
آرچی!
دوست داری چطوری بمیری؟
در خواب

دوست داری که چطور در ذهن مردم باقی بمونی؟ اگر مردم جایی در قلبشون برام نگهدارن باارزشترین چیزه.
شعارت تو زندگی چیه؟مستقیم برو و به راست بپی
چ

با چه کسی مشورت میکنی؟ پدرم
چه جور نقشایی را دوست داری؟
نقشایی که من را به هیجان  بیاره.
بهترین دوستت چه کسیه؟
کسی که همه رازهام را بهش میگم.
چیزایی که بدون اونها کاری از پیش نمیبری؟
دمبلها و ادکلنها و شورتهام

 

سه شنبه 13 اردیبهشت 1384
سه شنبه 13 اردیبهشت 1384

تهرانی‌:
حدود هفت‌، هشت‌ دقیقه‌ در این‌دنیا نبودم‌...


هدیه‌ تهرانی‌ می‌گوید: از
دوران‌ بچگی‌ به‌ تماشای‌فیلم‌ خیلی‌ علاقه‌ داشتم‌. بیشترشان‌ را در
سینمامی‌دیدم‌. یادم‌ می‌آید، پدرم‌ خیلی‌ فیلم‌ می‌دیدوهمیشه‌ مرا
با خودش‌ به‌ سینما می‌برد. سینما وفیلم‌ به‌ صورت‌ خیلی‌ خیلی‌ نامحسوس‌
در پس‌ذهنم‌ بود. خودم‌ را جای‌ شخصیت‌های‌فیلم‌هایی‌ که‌ می‌دیدم‌، تصور
کردم‌ و پس‌ ازتماشای‌ فیلم‌ به‌ جای‌ آن‌ها بازی‌ می‌کردم‌. این‌مال‌
دوران‌ بچگی‌ است‌. همیشه‌ حسی‌ به‌ من‌می‌گفت‌ که‌: این‌ اتفاق‌ برای‌ من‌
خواهد افتاد.گاهی‌ هم‌ فکر می‌کردم‌ برای‌ شروع‌ این‌ کار به‌آموزشگاه‌های‌
بازیگری‌ و سینمایی‌ بروم‌، اما این‌طور فکرها خیلی‌ گذرا بود. البته‌ آن‌
زمان‌درتئاترهای‌ مدرسه‌ هم‌ فعالیت‌ هایی‌ داشتم‌. شایدبرای‌تان‌ جالب‌
باشد بدانید که‌ مادر بزرگ‌ من‌ در30 سالگی‌ در یک‌ فیلم‌ سینمایی‌ بازی‌
کرد.

    هدیه‌ تهرانی‌ درمورد پیوستن‌ به‌ دنیای‌ هنر به‌آ«ماهنامه‌ فیلم‌آ»
می‌گوید: چند تا از آشناها وبستگان‌ ما مثل‌ آقایان‌ ناصر تقوایی‌ و اکبر
عالمی‌هم‌، چنین‌ پیشنهادهایی‌ می‌کردند و این‌ قضیه‌چندان‌ ناآشنا برایم‌
نبود. اما اولین‌ بار که‌ به‌ طورجدی‌ به‌ بازی‌ در یک‌ فیلم‌ فکر
می‌کردم‌، 20سالم‌ بود و ناصر تقوایی‌ قرار بود آ«چای‌ تلخ‌آ» رابسازد، اما
فیلم‌ به‌ سرانجام‌ نرسید. این‌ درست‌زمانی‌ بود که‌ قصد داشتم‌ به‌ آلمان‌
بروم‌ و در رشته‌دکوراسیون‌ داخل‌، ادامه‌ تحصیل‌ بدهم‌. آن‌دوره‌ مربی‌
شنا بودم‌ و در تابستان‌ 1372 درحالی‌ که‌ دستم‌ شکسته‌ بود، رفته‌ بودم‌
فروشگاه‌آ«باغ‌آ» که‌ برای‌ کارهای‌ دکوراسیون‌، حصیر بخرم‌.محمد رضا
شریفی‌نیا و آزیتا حاجیان‌ هم‌ اتفاقا آن‌جا بودند. آنها را می‌دیدم‌ که‌
از پشت‌ قفسه‌ با نگاه‌تعقیبم‌ می‌کنند و می‌دانستم‌ هر لحظه‌ ممکن‌
است‌بیایند و بپرسند می‌خواهی‌ فیلم‌ بازی‌ کنی‌؟ این‌اتفاق‌ بارها افتاده‌
بود و با این‌ حس‌ و نوع‌ نگاه‌هاآشنا بودم‌. چند لحظه‌ بعد آزیتا حاجیان‌
جلو آمدو پرسید شما تهران‌ زندگی‌ می‌کنید؟ پاسخ‌ دادم‌،بله‌. او گفت‌: به‌
بازیگری‌ علاقه‌ دارید؟ گفتم‌: نه‌;چون‌ آن‌ زمان‌ سینمای‌ ایران‌ را زیاد
دوست‌نداشتم‌ و بازیگری‌ هم‌ طبعا چندان‌ جذابیتی‌ برایم‌نداشت‌... آنها با
دوست‌ من‌ و مادرش‌ که‌ همراهم‌بودند صحبت‌ کردند، و شماره‌ تلفن‌ را
گرفتند و ازطریق‌ آنها تماس‌ بین‌ ما شروع‌ شد. در یکی‌ ازهمین‌ تماس‌ها
بود که‌ دعوت‌ شدم‌ به‌ دفترآ«هدایت‌ فیلم‌آ» برای‌ فیلم‌ آ«روز واقعه‌آ». از
من‌تست‌ لباس‌ و گریم‌ گرفتند. یک‌ متن‌ هم‌ دادند که‌بخوانم‌ و تست‌ صدا و
بیان‌ گرفتند. هدیه‌ تهرانی‌در ادامه‌ گفتگویش‌ می‌گوید: من‌ یک‌ بار مرگ‌
راتجربه‌ کردم‌. حدود هفت‌، هشت‌ دقیقه‌ در این‌دنیا نبودم‌...

    برای‌ بازی‌ در فیلم‌ آ«روز واقعه‌آ» از من‌ تست‌گرفتند و حتی‌
فیلم‌نامه‌ را هم‌ خواندم‌، اما دستمزدصدهزار تومان‌ آن‌ را قبول‌ نکردم‌.
نزدیک‌ رفتن‌من‌ به‌ آلمان‌ بود که‌ تصادف‌ خیلی‌ بدی‌ کردم‌.حدود شش‌ ماه‌
در بیمارستان‌ بستری‌ بودم‌ و دراین‌ فاصله‌ دوستان‌ برای‌ فیلم‌ آ«بودن‌ یا
نبودن‌آ»دنبال‌ بازیگر می‌گشتند. رضا درخشان‌ که‌ آن‌ زمان‌از من‌ عکس‌
گرفته‌ بود، همه‌ بیمارستان‌ها راسرزده‌ بود، اما چون‌ به‌ نام‌ مادری‌ام‌
بستری‌ بودم‌،نتوانسته‌ بود پیدایم‌ کند. پس‌ از تصادف‌، مدتی‌ باعصا و
واکر راه‌ می‌رفتم‌ و به‌ خاطر اثر داروهای‌مختلف‌، 15 کیلو هم‌ اضافه‌
وزن‌ پیدا کرده‌ بودم‌.اما در هر صورت‌، دوباره‌ مشغول‌ کارهای‌ قبلی‌خودم‌
شدم‌; تا این‌ که‌ باآناهیتا همتی‌ که‌ درشهرک‌اکباتان‌ همکلاس‌ بودیم‌،
برای‌ تست‌ بازیگری‌ به‌دفتر داریوش‌ مهر جویی‌ رفته‌ بود و وقتی‌
درپرسشنامه‌ نشانی‌ محل‌ زندگی‌اش‌ را نوشته‌ بود، ازاو سئوال‌ کرده‌ بودند
در شهرک‌ اکباتان‌ دختری‌به‌ نام‌ هدیه‌ را می‌شناسی‌ ؟ او پاسخ‌ داده‌ بود
که‌:سه‌ تا هدیه‌ می‌شناسم‌; چون‌ ما سه‌ تا هدیه‌ بودیم‌که‌ در مدرسه‌
پشت‌ یک‌ میز می‌نشستیم‌. خلاصه‌ ازاین‌ طریق‌ دوباره‌ با من‌ تماس‌ گرفتند
و قرارگذاشتیم‌ برای‌ فیلم‌ آ«لیلاآ» که‌ آن‌ زمان‌ اسمش‌ یک‌داستان‌ واقعی‌
بود و...

    تهرانی‌ درپاسخ‌ به‌ این‌ پرسش‌ که‌: اولین‌ بار که‌حس‌ کردید معروف‌
شده‌اید و بیرون‌ از خانه‌ شمارا می‌شناختند، یادتان‌ هست‌؟ گفت‌: زمان‌
نمایش‌عمومی‌ آ«قرمزآ» در ایران‌ نبودم‌. پس‌ از این‌ که‌ ازانگلیس‌
بازگشتم‌، در فرودگاه‌ مهرآباد متوجه‌ شدم‌خیلی‌ها دارند به‌ من‌ نگاه‌
می‌کنند که‌ تا آن‌ زمان‌برایم‌ ناآشنا بود. حس‌ ترسناکی‌ بود و از این‌
که‌آدم‌های‌ غریبه‌ مرا می‌شناسند و سلام‌ واحوالپرسی‌ می‌کنند، حسابی‌
ترسیده‌ بودم‌. درحال‌ حاضر هم‌ همیشه‌ از نگاه‌های‌ سنگین‌
دیگران‌گریزانم‌. وی‌ عجیب‌ترین‌ خاطره‌اش‌ را از شهرت‌این‌ طور تعریف‌
می‌کند:

    آقایی‌ مدام‌ با منزل‌ ما تماس‌ می‌گرفت‌ و می‌گفت‌می‌خواهم‌ با هلیا
صحبت‌ کنم‌. نام‌ خواهر من‌هلیاست‌ و مادرم‌ طبعا فکر می‌کرد با خواهرم‌
کاردارد، اما او اصرار داشت‌ با هلیا صحبت‌ کند.خلاصه‌ این‌ تماس‌های‌
عجیب‌ ادامه‌ داشت‌ تا این‌که‌ یک‌ روز آقایی‌ مقابل‌ در خانه‌، جلوی‌
مراگرفت‌ و سلام‌ کرد. در سلامش‌ چیز غیرعادی‌ وویژه‌ای‌ بود که‌ با بقیه‌
سلام‌ و احوالپرسی‌های‌مرسوم‌ فرق‌ داشت‌ و باعث‌ شد ناخودآگاه‌،
گاردبگیرم‌.

    وقتی‌ خواستم‌ وارد خانه‌ بشوم‌، جلوی‌ مرا گرفت‌و با صمیمیت‌ خاص‌
گفت‌: ببخشید هدیه‌جان‌، من‌آمده‌ام‌ هلیا را ببینم‌. خیلی‌ تعجب‌ کردم‌ و
در رابستم‌ و آمدم‌ تو... قصه‌ مفصلی‌ داشت‌ تا بالاخره‌ ازطریق‌ یک‌ نامه‌
فهمیدم‌ این‌ مرد فکر می‌کندهمسرش‌ هستم‌ و از من‌ پنج‌ تا هم‌ بچه‌ دارد.
فکرمی‌کرد دو سال‌ است‌ از او و زندگی‌ام‌ قهر کرده‌ام‌و آمده‌ام‌ خانه‌
پدر و او حالا دل‌ تنگ‌ بچه‌هایش‌است‌ که‌ با من‌ زندگی‌ می‌کنند. می‌نوشت‌
خانه‌ توبی‌ سوت‌ و کور است‌و... خلاصه‌ داستانی‌ بودمشابه‌ این‌ ماجرا
بازهم‌ اتفاق‌ افتاد. دختر جوانی‌بود که‌ پس‌ از فوت‌ مادرش‌ تصور می‌کرد،
مادر اوهستم‌ و یک‌ بار که‌ از سفر شمال‌ برگشتم‌، دیدم‌روی‌ تخت‌ اتاق‌
من‌ خوابیده‌. معلوم‌ شد ازشهرستان‌ به‌ قصد این‌ موضوع‌ آمده‌ و چند
روزی‌مهمان‌ ما بود... خاطره‌های‌ عجیب‌ زیادی‌ دارم‌.یکی‌ از آخرین‌
مواردش‌ موقع‌ کار سر فیلم‌آ«دوئل‌آ» بود که‌ یک‌ روز رفتم‌ بازار شهر
برای‌خرید و زمان‌ برگشتن‌ متوجه‌ شدم‌ جمعیت‌ خیلی‌زیادی‌ پشت‌ سر ما راه‌
افتادند و دعا می‌خوانند.تقریبا شبیه‌ تظاهرات‌ شده‌ بود... به‌ هر حال‌
برای‌فرد مشهوری‌ چون‌ هدیه‌ تهرانی‌ در سینمای‌ایران‌، شاید این‌ خاطرات‌
بسیار عادی‌ باشد.بازیگری‌ که‌ آشپز بسیار ماهری‌ است‌ و برخلاف‌خیلی‌ از
بازیگران‌ سینما، سحرخیز است‌ و اکثراوقات‌ شب‌ با مطالعه‌ کتاب‌های‌
زیادی‌ به‌ خواب‌می‌رود. در دوران‌ تحصیل‌، یکی‌ از شاگردان‌متوسط کلاس‌
بود. تهرانی‌ شناگر ماهری‌ است‌ و به‌عنوان‌ مربی‌ استخر مدتی‌ فعالیت‌
می‌کرد.

سه شنبه 13 اردیبهشت 1384

همه بخوانند؛ مردان مجرد بدانند

مردانی که دوست دارند به نوعی توجه خانم ها را به خود جلب کنند باید در جریان باشند که زن ها علاقه چندانی به دیدن کارهای محیر العقول مرد ها ندارند

نتایج بررسی های انجام شده بر روی تعدادی زن و مرد نشان داده بیشتر مردان تصور می کنند برای آنکه توجه خانم ها را به خود جلب کنند دست به کارهای عجیب و غیر ممکن می زنند و این در حالیست که خانم ها اصلا دوست ندارند کارهایی از قبیل پریدن از ارتفاع بسیار بلند و یا رانندگی با سرعت بسیار بالا را مشاهده کنند

در این میان زنان بالاخره پس از مدت ها پافشاری لو داده اند که از چه نوع مرد هایی بیشتر خوششان می آید. آن ها می گویند هر چه مرد محتاط تر و مواظب تر باشد دوست داشتنی تر است

این طور که مطالعات نشان داده، زنان در کل مرد هایی را به عنوان شریک زندگی خود انتخاب می کنند که از لحاظ مقام و منزلت در رتبه بالایی قرار داشته باشد، از این رو اگر انجام کار های عجیب و غریب بتواند شان مرد ها را ارتقا دهد و وی را یک سر و گردن در بین دوستان بالا تر ببرد، قطعا به عنوان عامل برای جلب توجه زن ها محسوب خواهد شد

ما به مردان مجردی که می خواهند برای خود شریک زندگی برگزینند پیشنهاد می کنیم هر چه شخصیت اجتماعی آن ها بالا تر رود، شانس خود را برای انتخاب دختر مورد علاقه شان بیشتر خواهند کرد

سه شنبه 13 اردیبهشت 1384

چگونه آی دی خود را از هکر پس بگیریم

اگه یه کم حواستون جمع باشه هیچ وقت آی دی تونو از دست نمیدید اونم خیلی ساده است و اگه ایدیتون هک شده میتونید همین حالا پسوردشو پیدا کنید که بستگی به حواس جمعی خودتون داره همان طور که میدونید در هنگام گرفتن ای دی ، از شما سوالاتی میشه از جمله
zip code
secret guestion

country

و تاریخ تولد حالا اگه شما موقع ثبت نام اینارو یادتون بمونه اگه حتی کسی پسوردتونو پیدا کنه و عوض کنه شما کافیه به
mail.yahoo.com

برید و روی
forget password

کلیک کنید که همون سوالاتی که در بالا به اونا اشاره شد ازتون میپرسه جواب بدید بعد خود یاهوو پسورد ایدی شما رو عوض میکنه و پسورد جدیدی بهتون میده .

ساخت پروفایل مختلف در یاهو مسنجر

profile را کلیک کنید. بعد روی گزینه Create new public profile کلیک کنید. سپس مشخصات خود را وارد کنید.
۱-
Name Your Profile: در اینجا شما باید نامی که دوست دارید بنویسید البت این دارای چندین شرایط میباشد.
* باید یک کلمه باشد و بین آن هیچ فاصله ای نباشد.
* باید ابتدا با حرف شروع شود.
* حروف باید بصورت حروف کوچک (
Lowercase - small letter) باشد.
* از علائمی از قبیل ! @ # % ^ & * ( ) نباید استفاده شود.
* استفاده از اسمهای زشت ، کریه و شهوت انگیز ممنوع میباشد.
۲- شرح مشخصات خود:
*
Real Name: نام اصلی خود را مینویسید.
*
Nickname: سام مستعار
*
Location: نام کشور خود را به صورت مخفف می نویسید.
*
Occupation, Marital Status, Gender, Age: به ترتیب: سن، جنسیت (مرد یا زن بودن)، مجرد یا متاهل بودن، شغل خود را در این بخشها مینویسید.
*
E-mail Address: آدرس ایمیل خود را انتخاب میکنید و در گزینه بعد مشخص می کنید که آیا دوست دارید ایمیل شما در پروفایل نشان داده شود یا نه؟
*
Hobbies: در این جا شما مشغولیات و یا سرگرمی خود را مینویسید.
*
Latest News: آحرین آخبار را در مورد خود مینویسید.
*
Favorite Quote: به معنی علایق هستش که در این اینجا به چیزهایی که علاقه دارید مینویسید.
*
Cool link1,2,3 , Home page: در گزینه اولی شما آدرس سایت خود و در گزینه های بعد لینک های مورد علاقه خود را مینویسید.
۳- گزینه های نمایش پروفایل:
*
Adult Content: در این گزینه شما مشخص می کنید که آیا پروفایل شما در بخش بزرگ سالان قرار بگیره یا نه؟ اگر جواب بله باشه شما همچنین میتوانید عکسهایی در این رابطه قرار داده و مشخص کنید که چه گروه سنی آنرا ببینند.
*
Directory Listing: با انتخاب این گزینه شما مشخص می کنید که اسم شما در دایرکتوری یاهو قرار بگیره یا نه. اگر دوست دارید در زمانی که کسی جستجو می کنه اسم شما هم نشان داده شود بهتره که این گزینه را انتخاب کنید.
*
Member Since: همچنین شما در اینجا می توانید با انتخاب این گزینه مشخص کنید تا زمانی که عضو یاهو هستید اسم شما در لیست قرار بگیره.
در پایان هم بروی
Create Profile کلیک کنید. اگر مشخصات شما (نام مستعار) تکراری و یا خارج از محدوده یاهو باشه پروفایل شما ساخته میشود در غیر اینصورت دوباره به همین صفحه باز می گردید

 

سه شنبه 13 اردیبهشت 1384

سلام

در مورد خانمها البته فقط جنبه شوخی داره :

 

زن ها موجودات عجیبی هستند....
اگر او را ببوسید؛
شما یک آقا نیستید
اگر او را نبوسید ؛
اصلا مرد نیستید !!

اگر از او تعریف کنید ؛
او فکر می کند دارید دروغ می گوئید و قصد فریب دادن او را دارید
اگر او را ستایش نکنید ؛
شما برای چه خوبید ؟!

اگر شما همیشه با او موافق باشید؛
شما یک زن ذلیل هستید .
اگر موافق نباشید ؛
شما او را درک نمی کنید !

اگر شما زیاد او را ملاقات کنید ؛
شما خیلی عجول هستید .
اگر او را زیاد ملاقات نکنید ؛
او شما رو به خیانت متهم می کند .

اگر شما خوب لباس بپوشید ؛
شما بچه سوسول هستید .
اگر نپوشید ؛
شما یک پسر کودن هستید .

اگر شما حسود باشید ؛
او این رفتار شما را مذمت می کند!
اگر حسود نباشید؛
او فکر می کند دوستش ندارید .

اگر کوشش کنید تا رابطه ای دراماتیک بسازید؛
او می گوید که شما قدر او را نمی دانید .
اگر کوشش نکنید ؛
او فکر می کند دوستش ندارید .

اگر شما یک دقیقه تاخیر کنید ؛
او غر خواهد زد که متظر بودن سخت است
اگر او تاخیر کند ؛
خواهد گفت که این یه روش زنانه است !

اگر شما مرد دیگری را ملاقات کنید ؛
شما از وقتتان خوب استفاده نکرده اید .
اگر او با خانوم دیگری را ملاقات کند؛
خوب این کاملا طبیعی است آنها زن هستند !!

اگر شما فقط گاهی او را ببوسید؛
او ادعا خواهد کرد که شما سرد هستید .
اگر شما زیاد او را ببوسید ؛
او فریاد خواهد زد که دارید از او سوء استفاده می کنید .

اگر شما در عبور از خیابان به او کمک نکنید ؛
شما رفتار مودبانه ای نداشته اید .
اگر کمک کنید ؛
او فکر خواهد کرد که این تنها یک حیله ی مردانه برای فریفتن اوست .

اگر شما به زن دیگری خیره شوید؛
او شما رو به چشم چرانی متهم خواهد کرد .
اگر او به مرد دیگری خیره شود ؛
او خواهد گفت که آنها فقط خوش تیپ هستند !!!!!!!!!!!

اگر شما صحبت کنید ؛
آنها می خواهند که شما شنونده باشید !!
اگر شما شنونده باشید؛
آنها می خواهند که شما صحبت کنید ....!

 

خداحافظ

سه شنبه 13 اردیبهشت 1384
حالت خواب راز شخصیت انسان را برملا می کند


 
اگر می خواهید به شخصیت واقعی کسی پی ببرید بهتر است به نحوه خوابیدن او نگاهی بیاندازید.

دانشمندان معتقدند که موقعیت بدن در حال فرو رفتن به خواب، سرنخ مهمی درباره شخصیت فرد به دست می دهد.

پروفسور کریس ایدزیکوسکی، مدیر موسسه "خدمات ارزیابی و مشاوره خواب" شش حالت عمومی تر موقعیت بدن در خواب را بررسی کرده و متوجه شده است که هر یک از این حالات به یک گروه شخصیتی ارتباط دارد.

وی گفت: "همه ما وقتی بیداریم متوجه حرکات و سکنات خود (body language) هستیم، اما این نخستین باری است که توانسته ایم ببینیم حالت بدن ما هنگام خواب چه تعبیری دارد."

"جالب اینکه شخصیت آدمی با وضعیتی که بدن در حالت خواب به خود می گیرد در اغلب موارد شدیدا با آنچه انتظار داریم در تعارض است."

حالت هایی که دکتر ایدزیکوسکی مطالعه کرده به شرح زیر است:

•جنینی: کسانی که به هنگام خواب از بغل چمباتمه می زنند، افرادی در ظاهر سرسخت اما قلبا حساس توصیف می شوند. ممکن است در برخورد اول با سایر افراد خجالتی باشند، اما به سرعت حالت طبیعی خود را بازمی یابند.

این عمومی ترین حالت خواب است و 41 درصد از هزار نفری که مورد مطالعه قرار گرفتند را شامل می شود. تعداد زنانی که در این حالت می خوابند بیش از دو برابر تعداد مردان است.

•خوابیدن رو به پهلو (15 درصد): دراز کشیدن روی یک طرف بدن درحالی که دو بازو نیز به موازات بدن راست شده باشد. این گروه افرادی ساده گیر و اجتماعی هستند که مایلند خود را قاطی جمع کنند و به بیگانگان اعتماد می کنند، با این حال ممکن است زودباور باشند.

•خوابیدن رو به پهلو با دستان باز (13 درصد): گفته می شود کسانی که روی پهلو می خوابند و هر دو دست خود را به طرف مقابل باز می کنند شخصیت باز و گشاده ای دارند اما می توانند مظنون و بدبین باشند. در تصمیم گیری کند هستند، اما زمانی که تصمیمی گرفتند بعید است از آن برگردند.

•خوابیدن به پشت با دستان بسته (8 درصد): کسانی که به پشت می خوابند درحالی که دستانشان به پهلوها چسبیده معمولا افرادی ساکت و خوددار هستند. از هیاهو می پرهیزند، اما برای خود و دیگران معیارهای برجسته می گزینند.

•خوابیدن روی شکم (7 درصد): کسانی که رو به تشک می خوابند درحالی که با دست هایشان بالش را بغل کرده و سر را به یک طرف برگردانده اند اغلب آدم هایی خوش معاشرت و جسور هستند، اما در عین حال می توانند عصبی و زودرنج باشند و از انتقاد یا شرایط دشوار خوششان نمی آید.

•خوابیدن رو به پشت با دستان باز (5 درصد): کسانی که به پشت می خوابند و دست های خود را باز می گذارند دوستان خوبی می یابند چون همیشه آماده گوش سپردن به دیگران و دراز کردن دست یاری هستند. این گروه معمولا علاقه ندارند در مرکز توجه باشند.

باقی کسانی که در این مطالعه شرکت کردند گفتند موقع به خواب رفتن حالت ثابتی ندارند یا از آن بی خبرند.

عواقب بهداشتی

پروفسور ایدزیکوسکی همچنین تاثیر حالات مختلف خواب بر سلامت انسان را مطالعه کرد.

او به این نتیجه رسید که حالت رو به دشک برای هضم غذا مفید است درحالی که حالات رو به پشت با دستان باز یا بسته احتمالا بیش از سایر حالات به خرناس و خواب بد منجر می شود.

این تحقیقات همچنین نشان داد که افراد معمولا حالت خوابیدن خود را عوض نمی کنند. تنها 5 درصد گفتند هر شب در حالت مختلفی به خواب می روند.

پروفسور ایدزیکوسکی همچنین دریافت که خوابیدن درحالتی که یک دست یا پا رو به جلو راست شده در بریتانیا عمومیت بیشتری دارد.

یک دهم افراد نیز مایلند به هنگام خواب تمام بدن را با پتو بپوشانند.


شش حالت بدن در موقع خواب




سه شنبه 13 اردیبهشت 1384

چه کسی کشت مرا ؟

همه با آینه گفتم ، آری

همه با آینه گفتم ، که خموشانه مرا می پایید ،

گفتم ای آینه با من تو بگو

چه کسی بال خیالم را چید ؟

چه کسی صندوق جادویی اندیشه من غارت کرد؟

چه کسی خرمن رویایی گل های مرا داد به باد؟

سر انگشت بر آیینه نهادم پرسان :

چه کس آخر چه کسی کشت مرا

که نه دستی به مدد از سوی یاری برخاست

نه کسی را خبری شد نه هیاهویی در شهر افتاد ؟!

آینه

اشک بر دیده به تاریکی آغاز غروب

بی صدا بر دلم انگشت نهاد.

 

œœœœœœœœœœœœœœ

œœœœœœœœœœ

قربان شما : " ثریا "

   1      2    صفحه بعدی