

![]() |
![]() |
![]() |


الهه
تو هوای ِبغض ِ باغچه، تُو همون الهه هستی
که با دست مهربونت، زخم آینه ها رُ بستی
توی ِ قصّه ی شبونه، تو همون فرشته هستی
که تو تکرارِ هَراسَم، شبُ از پایه شکستی
تو همونی که می تونی،واس ِ من غزل بخونی
توی ِ دریای ِ نگاهت، قایِق عشقُ برونی
تو همونی که می خواستم،قصّه هام مالِ تو باشن
گلای باغچه می خواستن، که با دستای تو واشَن
تو همون پنجره هستی، که تو شعرام خونه داری
توی ِ فینال ِ محبّت، می دونم کَم نِمیاری
تو واسم زمزمه سازی، مثِه بارون واسِه دریا
تو همون لحظه ی نابِ، چیدنِ عشقی تو رؤیا
تو برام مایه ی شوقی، واسه رفتن تا ستاره
مَنُ پُر کن از ترانه، واسه پروازِ دوباره...
![]() |
تغییر مکان پوشه های ویژه |
|
با استفاده از این ترفند می توانید جای پوشه های Favorites ، My Documents و My Pictures را تغییر دهید. این ترفند ممکن است بسیار مفید باشد زیرا ممکن است به هر دلیلی ویندوز شما دچار اختلال گردد و محتویات این پوشه ها نیز پاک شوند پس می توانید آن ها را به درایو دیگری به جز درایوی که ویندوز در آن نصب است منتقل کنید. | |
|
به نام خداوند مشکل گشا
SALAM
سلامی به سپیدی برف کوهسار به تو نازنین و بهترین یار
پرور دگارا!
نیایش های بارانی ام را پذیرا باش تا با نم نم بانگ اذان تو از سرزمین خواب و رویا به دیار نماز و بیداری پر گشایم و با تسبیحی از یاس های عاشق گلبرگ های تشنه ی وجودم را با ذکر نام تو سیراب کنم از هجوم اندوه شب نا امیدی محفوظ بدارم.
مَحرمِ دل
باز گویم غم دل را که تو دلدار منی
در غم و شادی و اَلَم یار منی
جز گل رویِ تواَم در دو جهان یاری نیست
چهره بگشای ز رویم که تو غمخوار منی
چشم بیمار تو ای می زده، بیمارم کرد
پای بگذار به چشمم که پرستار منی
مَحرَمی نیست که مرهم بنهَد بر دل من
جز تو ای دوست که خود مَحرَم اسرار منی
زاری از غمزه ی غم زایِ تو پیش که کنم؟
باکه گویم که تو سرچشمه ی آزارِ منی؟
بر گشا موی خم اندر خم و دست افشان باش
به خدا، یار منی، یارمنی، یار منی
نسیم راز گو
وقتی که آهنگ موسیقی را در پیرامون خانه ی خود شنیدی با خودت هیچ فکری نکردی؟ شب تاریک و خفه بود، اما آن کس که در این تاریکی روی سنگی نشسته بود و چنگ می زد، من بودم.
با زبان موسیقی به تو راز دل می گفتم. می گفتم: «دلدار من، همه جا جز روی تو نمی بینم. به هیچ چیز جز تو فکر نمی کنم». اما ناگهان سپیده ی سنگدل سر بر زد و مرا از کنار خانه ی تو راند. دوباره خاموش شدم.
آسمان تاریک بود. من و تو هر کدام روی زمین تنها بودیم و بسیار دور از یکدیگر به سر می بردیم. اما ناگهان عمر این جدایی به سر رسید، زیرا نسیم پیامبر ما شد. نسیم راز تو را به من گفت و اکنون دنیا را بار دیگر همچون بلوری شفاف می بینم که میان من و تو می درخشد.
ستارگان در آسمان بالا آمده اند. گمان داری که خودشان از نوری که بر ما می پراکنند بی خبر هستند؟
دلدار به من گفت: « اگر می خواهی از بر من بروی ، برو، زیرا سوگندی برای من نخورده ای. هیچ پیمان وفایی با من نبسته ای اصلاً به راه خود برو، از کشوری به کشوری سفر کن، در بستر یکی خستگی آن دیگری را از یاد ببر. هر جا زن زیبایی را دیدی دست در دستش گذار و با او راز شوق و هوس بگوی. هر جا از شراب تلخ سیر شدی، سراغ باده ی شیرین رو. اگر هم وقتی رسید که لبهای نرا از شراب شیرین تر یافتی، به نزد من باز گرد. من همچنان در انتظار تو هستم.
(هوفمانستال)
سخن این مقال:
بیایید به خانواده و دوستانمان بگوییم که چقدر آنها را دوست داریم.
برای هر چیزی که گذشت، غم نخور و به آنچه پس از آن آمد، لبخند بزن.
شکست نخوردن، موفقیت نیست. موفقیت حقیقی یعنی بعد از هر شکست، دوباره برخیزی.